
گروه خبري : نوزاد و کودک تاريخ انتشار : 1396/11/07 - 23:12 كد :76543 داستان خرگوش مهربان و سوپ هویج/ قصه شب برای کودکان قصه ای درباره مهربانی و نتیجه مهربان بودن یکی بود یکی نبود ، زیر گنبد کبود، خرگوش مهربانی بود که در روستای سرسبز و خوش آب و هوایی زندگی میکرد . یک روز صبح آقای خرگوش تصمیم گرفت که به مزرعه برود و برای ناهارش چند هویج بچیند و با آن یک سوپ خوشمزه بپزد . خرگوش مهربان چهار هویج را از زمین کند و به طرف خانه به راه...
ادامه مطلب
گروه خبري : نوزاد و کودک تاريخ انتشار : 1396/07/06 - 22:28 كد :76014 داستان چمدان نامهربانی ها/ قصه برای خواب! چمدان عجیب ژولی گولی سلام! من ژولی گولیام. در اصل اسمم گولی است، اما بسکه ژولی دارم، به ژولی گولی معروفم! من یک چمدان پر از ژولیهای ریزهمیزه دارم. چمدانم را همهجا با خودم به اینطرف و آنطرف میبرم. توی چمدان...
ادامه مطلب
گروه خبري : نوزاد و کودک تاريخ انتشار : 1396/07/06 - 22:34 كد :76015 قصه خرگوش شیطون و بازیگوش!/ داستانهای کودکانهخرگوش شیطون و بازیگوش یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچکس نبود. تو یه روستا قشنگ که در دامنه کوهستان ساخته شده بود، دختر کوچولویی با خانوادش زندگی می کردند. اسم این دختر کوچولو سحرناز بود. پدر سحرناز خونه ر...
ادامه مطلب